پروژه: طراحی سایت شخصی

قسمت اول | قبل از نوشتن اولین خط کد

شروع پروژه: تیر ۱۴۰۵ در حال توسعه آخرین به‌روزرسانی: تیر ۱۴۰۵

چرا این پروژه را شروع کردم؟

چند سال بود که ایده داشتن یک سایت شخصی در ذهنم بود، اما هر بار به دلیلی عقب می‌افتاد.

گاهی پروژه‌های کاری مهم‌تر بودند، گاهی مشغول یادگیری چیز جدیدی بودم و گاهی هم فقط منتظر «زمان مناسب» می‌ماندم.

کم‌کم متوجه شدم تمام چیزهایی که تولید می‌کنم، در جاهای مختلف پخش شده‌اند؛ بخشی در اینستاگرام، بخشی داخل فایل‌های شخصی، بخشی در چت‌ها و بخشی فقط داخل ذهنم.

هیچ جایی وجود نداشت که همه این‌ها کنار هم جمع شوند.

همان‌جا بود که فهمیدم بیشتر از اینکه به یک وب‌سایت احتیاج داشته باشم، به یک خانه دیجیتال احتیاج دارم؛ جایی که پروژه‌ها، تجربه‌ها، یادگیری‌ها و حتی اشتباه‌هایم به مرور زمان در آن ثبت شوند.

همین شد که پروژه arshiapanahi.ir شروع شد.

میز کار و محیط یادگیری پایتون در آغاز پروژه طراحی سایت شخصی ارشیا پناهی آذر
یکی از روزهای ابتدایی یادگیری و ساخت؛ همان زمانی که ایده سایت کم‌کم از فکر به پروژه تبدیل شد.

اولین اشتباه

اولین سؤالی که از خودم پرسیدم این بود: WordPress یا HTML؟

شروع کردم به تحقیق؛ مقاله خواندم، ویدئو دیدم و نظر افراد مختلف را بررسی کردم.

اما بعد از مدتی متوجه شدم اصلاً سؤال اشتباهی از خودم می‌پرسم.

مسئله من انتخاب ابزار نبود. مسئله این بود که هنوز دقیقاً نمی‌دانستم قرار است چه چیزی بسازم.

وقتی این موضوع برای خودم روشن شد، تقریباً تمام تصمیم‌های بعدی پروژه هم روشن شدند.

تصمیم اول: قرار نبود فقط یک سایت بسازم

اگر هدفم فقط داشتن یک رزومه آنلاین بود، احتمالاً مسیر دیگری را انتخاب می‌کردم.

اما از همان ابتدا می‌دانستم این سایت قرار نیست فقط چند صفحه معرفی باشد.

می‌خواستم جایی باشد که سال‌ها بعد هم بتوانم به آن برگردم و مسیر رشد، پروژه‌ها، تجربه‌ها و طرز فکرم را مرور کنم.

برای همین از همان روز اول، بیشتر به آینده پروژه فکر کردم تا نسخه اول آن.

تصمیم دوم: پروژه باید با کمترین ریسک ممکن شروع می‌شد

از همان ابتدا تصمیم گرفتم هزینه شروع پروژه تا جای ممکن پایین باشد.

نه به این دلیل که هزینه مهم‌ترین موضوع بود، بلکه چون می‌خواستم اگر روزی احساس کردم این مسیر برای من مناسب نیست، بدون از دست دادن سرمایه قابل توجه بتوانم مسیر دیگری انتخاب کنم.

  • دامنه .ir خریدم.
  • هاست نخریدم.
  • سایت را روی Cloudflare Pages منتشر کردم.
  • پروژه را با ساده‌ترین ساختار ممکن شروع کردم.

اگر پروژه موفق شود، همیشه فرصت توسعه زیرساخت وجود دارد؛ اما اگر ادامه پیدا نکند، هزینه‌ای که هنوز لازم نبوده به پروژه تحمیل نشده است.

تصمیم سوم: سرعت، از همان روز اول یک اصل بود

از همان ابتدا تصمیم گرفتم اگر لازم شد بین امکانات بیشتر و سرعت بیشتر یکی را انتخاب کنم، فعلاً سرعت را انتخاب کنم.

چون اولین تجربه هر کاربر، قبل از خواندن اولین جمله، باز شدن صفحه است.

  • ساختار سایت سبک بماند.
  • تصاویر بهینه شوند.
  • وابستگی‌های غیرضروری حذف شوند.
  • هر چیزی که بدون ایجاد ارزش واقعی سایت را کند می‌کند، اضافه نشود.

تصمیم چهارم: چرا HTML؟

در طول ساخت سایت این سؤال را زیاد شنیدم: چرا WordPress نه؟ چرا React نه؟

پاسخ من ساده بود: دنبال بهترین تکنولوژی دنیا نبودم؛ دنبال بهترین تکنولوژی برای نسخه اول این پروژه بودم.

این سایت فروشگاه نبود، پنل مدیریت پیچیده لازم نداشت و صدها صفحه محتوا هم نداشت.

پس ساده‌ترین راه‌حل، منطقی‌ترین انتخاب بود.

شاید چند سال دیگر معماری سایت کاملاً تغییر کند؛ اما دوست نداشتم فقط به خاطر علاقه به تکنولوژی، پروژه را از همان ابتدا پیچیده‌تر از نیاز واقعی‌اش شروع کنم.

تصمیم پنجم: چیزهایی که عمداً انجام ندادم

گاهی مهم‌ترین تصمیم‌ها، کارهایی هستند که انجام نمی‌دهیم.

  • دامنه .com نخریدم.
  • هاست نخریدم.
  • از قالب آماده استفاده نکردم.
  • منتظر کامل شدن پروژه نماندم.
  • ده‌ها ابزار مختلف را از روز اول نصب نکردم.

همه این‌ها تصمیم‌های آگاهانه بودند، چون احساس می‌کردم نسخه اول باید ساده باشد، نه کامل.

اولین درس‌هایی که بعد از انتشار گرفتم

بعد از انتشار نسخه اول، مطمئن بودم مشکل صفحه اول از فونت است.

چند بار فونت را تغییر دادم و بعد فهمیدم مشکل اصلاً فونت نبود؛ مشکل از فاصله بین عناصر، نسخه موبایل و جزئیات طراحی بود.

بعد از آن هم متوجه شدم عکس‌ها را بیش از حد کراپ کرده‌ام. ظاهر مدرن‌تری داشتند، اما بخشی از داستان تصویر را از بین برده بودند.

طراحی نباید خودش را به محتوا تحمیل کند؛ طراحی باید خودش را با محتوا تطبیق بدهد.

این جمله احتمالاً یکی از مهم‌ترین چیزهایی بود که تا اینجای پروژه یاد گرفتم.

یک تصمیم دیگر: چرا Clarity را قبل از Analytics اضافه کردم؟

بعد از انتشار سایت، قبل از اینکه Google Analytics را اضافه کنم، Microsoft Clarity را نصب کردم.

نه چون فکر می‌کنم ابزار بهتری است، بلکه چون در این مرحله برایم مهم‌تر بود بدانم کاربران چطور با سایت تعامل می‌کنند، نه اینکه فقط چند نفر وارد آن شده‌اند.

ممکن است چند ماه دیگر اولویتم تغییر کند، اما امروز این تصمیم برای پروژه منطقی‌تر بود.

اگر امروز دوباره از صفر شروع کنم

تقریباً تمام این تصمیم‌ها را دوباره می‌گیرم:

  • باز هم دامنه .ir می‌خرم.
  • باز هم Cloudflare Pages را انتخاب می‌کنم.
  • باز هم هاست نمی‌خرم.
  • باز هم پروژه را ساده شروع می‌کنم.
  • باز هم قبل از Analytics سراغ Clarity می‌روم.

اما یک چیز را متفاوت انجام می‌دهم: زودتر شروع می‌کنم.

چند ماه فقط درگیر کامل بودن بودم، در حالی که تقریباً تمام چیزهایی که امروز درباره این پروژه می‌دانم، بعد از انتشار نسخه اول یاد گرفتم؛ نه قبل از آن.

این فقط شروع پروژه است

این نوشته قرار نیست آموزش طراحی سایت باشد.

قرار است دفترچه ثبت تصمیم‌های پروژه‌ای باشد که تازه شروع شده است.

از این به بعد هر تصمیم مهم، هر تغییر، هر اشتباه و هر تجربه‌ای که در مسیر ساخت arshiapanahi.ir به دست بیاورم، به همین پرونده اضافه خواهد شد.

ممکن است بعضی از تصمیم‌هایم چند ماه دیگر تغییر کنند. اگر این اتفاق بیفتد، همان تغییر هم اینجا ثبت می‌شود.

چون فکر می‌کنم ارزش واقعی یک پروژه فقط در نتیجه نهایی آن نیست؛ در مسیر رسیدن به آن هم هست.

ادامه این پروژه

در به‌روزرسانی بعدی درباره انتشار اولین نسخه سایت، بازخوردهایی که گرفتم و اصلاحاتی که بعد از دیدن نسخه واقعی انجام شد می‌نویسم.